افشار زخم خونین کابل اما فراموش شده
ایمیلی از دوست خوب و فعالم رضا کاتب گرفتم که روز جمعه از شانزدهمین سالگشت فاجعه" نسل کشی هزاره های" افشار را تجلیل میکنند. فکر کردم که شاید آدم های شکم کلان زیادی بیایند و خود را بر یکدیگر بفروشند و رسانه ها بازتاب خیلی وسیعی داشته باشند اما حدسم برعکس بود. فقط یک تلویزیون فردا آمد و چند لحظه بعد از کمی آدم ها در این محفل بیرون شد و رفت و شاید هم خوب شد که رسانه ها نیامد تا بی تفاوتی هزاره ها را نسبت به خود شان انعکاس نداد.
چند تا عکس از خود افشار و محفل بی مخاطب افشار در مسجد خمینی در دشت برچی گرفتم . با خود گفتم کجاست این همه داد فریاد عدالتخواهی و حقوق بشراما یادم آمد که به قول بهزاد عزیز سنگر فروشان پروژه علم راه انداخته اند و مردم سرگرم قربانی ها و نذرو نذورات.
در اینجا برف گور بیش از 81 مرد ،زن و کودکانی را پوشانیده اند که در 22 دلو 1371 توسط فاشیست ها و انحصارگرایان جمعیت و اتحاد قتل عام شدند.
ای جان برادر شهید افلاک شدی
مهمان عزیز خالق پاک شدی
گلها همه بیرون کرد سر زخاک
آیا تو چه گلی بودی که زیر خاک شدی
برف خیلی زیاد بود نتوانستم بیابم اینکه در این گور دسته جمعی چه کسانی و چند مرد و زن دفن شده اند ما فقط نام حنیف الله فرزند نجف را که در 22 دلو 1371 شهید شده است ، پیدا کنم . معلوم نیست چند هزار حنیف دیگر همچنان گور های شان گمنام مانده است.
شانزده سال از فاجعه افشار میگذرد اما هنوز وقتی به این ساحه وارد شوی صدای گلوله ها و چیغ و فریاد هزاران انسان بیگناه را میشنوی که استمداد میطلبند اما بدبختانه این جامعه همچنان کر است.
سايت "سازمان ديده بان حقوق بشر":
"رحيم کنگفو" يکی از وحشیترين قوماندانان "شورای نظار" در مصاحبهاش گفته است:" ما در تايمنی ـ کابل ـ منطقه هزاره نشين وارد شديم در يک روز 300 تا 350 نفر را کشتيم، اتفاقا در يک خانه هزاره وارد شدم يک طفل شير خوار را ديدم، برچه کلاشينکوفم را به دهنش گذاشتم٬ شروع کرد به مکيدن، من هم تا حلقش فرو بردم و کشتمش". همین گزارش را در ویب لاگ "یاد داشت های از کابل" نیز می توانید ملاحظه کنید.
ده تاریخ جوره شی را کس ندیده
الیگو چیز بوگی دل مو کبابه
که تاهنوز افشار مو خرابه
این کودکان نیز در محفل یک سرود هزارگی تقدیم به خاک خفتگان افشار کردند و غم شریک بازماندگان قربانیان شدند اما افسوس که رهبران شان تفاهم کرده اند و مصلحت می بینند که سکوت کنند و هیچ از افشار نگویند تا مبادا موقعیت شان به خطر بیافتد.
احمد بهزاد: جنبش عدالتخواهی غرب کابل در سه محور میجنگیدند: اول یک جنگ فرسایشی نابرابر تمام امکانات جنگی به دست دشمن بود و خانه های مردم بیگناه راهدف قرار میداد. دوم محور دولت به اصطلاح نام نهادی که انحصار طلبی و حقخوری میکرد و فقط میخواست خودش حکومت کند وبس. سوم جبهه سنگر فروشان و گرگان در لباس میش بودند که از داخل تیشه به پای ما زدند راه برای تجاوز ، غارت و قتل عام را هموار ساختند. این سومی یکی از خطرناکترین جبهه ای بود که مقاومت غرب کابل را به مخاطره انداخت و صفحه تاریخ را سیاه کرد.
مسجد خیلی خالیست حتی دور تا دور مسجد را پر نشده است. فکر کنید بیش از صد نفر مخاطب نبود تا برای افشار چند لحظه ای گرد هم آیند.افشار مثل همیشه همچنان تنهاست حتی تنها تر از سال گذشته.
عباس نویان شاکی است که چرا این برگزار کنندگان تجلیل از شانزدهمین سالگشت فاجعه افشار وی را خبر نکرده اند ولی حضرت وفا ولسوال اشترلی - جوانترین ولسوال افغانستان نیز چشمانش را بسته است تا صدای بیگناهان افشار را از کوچه های دشت برچی بشنود.
این دوست از خانواده های قربانی فاجعه افشار است و میگوید که تعدادی در افشار سعی دارند فاجعه افشار هرگز برگزار نگردد و امسال هم آنان را منع کرده بودند یا بهانه آورده بودند تا از قربانیان اصلا یادی نگردد. اما حالا چشمانش را اشک پر کرده است و با دقت به وکیل جسور و متعهد شان احمد بهزاد گوش میدهد.
استاد کاظم یزدانی که برای هویت این قوم جان میکند از ساعت11 پیش از چاشت از دوغ آباد برچی تا مسجد خمینی با شکم گرسنه آمده است و از نبود مردم حیرت زده شده است. طاقت فرسا تر از آن هوای سرد مسجد است که حتی برای بخاری هایش کسی پول نداده تا گرم شود. ساعت پنج بعد از ظهر است و از کاظم یزدانی خواسته میشود که اگر سخنی دارد بگوید ورنه یک دعا و تمام. اما سردی هوا و سرفه های ممتد وی مانع میشود تا شکایت کند که هنوز شانزده سال پس از قتل عام افشار سند و آمار دقیقی از این کشتار و نسل کشی در دست نیست و میترسد که تا چند سال دیگرهمه مقاومت ها و ارزش های غرب کابل فراموش گردد. عجیب است این قوم حتی حضور نظامی و سیاسی این همه کشور ها این مردم را بیدار نکرده است !!!
چند مطلب مرتبط در این باره :
بیانیه نهضت مدنی افغانستان (نما) به مناسبت شانزدهمین سالروز فاجعه خونین افشار
افشار زبان گویای مظلومیت و حق تلفی است
سالگره فاجعه افشار نرسیده است؟
زخم افشار تا آخرین صفحه تاریخ تازه خواهد ماند