یک: در صف های طولانی از صبح خیلی زود قبل از چای ساعت ها کنار سرک خاک آلود انتظار میکشی.
دو: ساعت ده صبح میشود و هنوز تو و هم سرنوشتان گوسفندی ات در هوای سرد برای رسیدن به علم امام پای میزنید.سه:حالا دیگر تو و هم سرنوشتانت در میان میله های زمین های غصبی پسران فاضل گیر مانده اید و باید جیب های خود را بخارانید. چاره هم ندارید زیرا فرار از این میله های تحمیق و استحمار کاریست محال.
چهار: این آدم دستمال ها و چادر های را که مردم با خون دل میخرند و به علم ( بیرق) می بندند.بالای تان میفروشند. میدانید چه میگویند ؟" این دستمال ها فروشی نیست.اما اگر نذر به صندوق های پسران فاضل ریختید ، آنگاه یک عدد دستمال یا چادر مردم را نصیب میشوید."
پنج: حال تو و همه آدم هایی که در صف ایستاده اید پول های نان شب و سوخت زمستان تان را میریزید و یک دستمال نصیب میشوید. حوصله داشته باشید هنوز به علم مبارک امام نرسیده اید. تا رسیدن به آن باید از "دام های" پسران فاضل بگذرید.
شش: یک قدم مانده به امام باید چهره" سید فاضل" را نیز بوسه زنید و زیارت کنید.این آخرین و مهم ترین مرحله این نمایشگاه است.در صورت زیارت نکردن این تصویر به علم مبارک امام حسین "ع" نخواهید رسید و مراد بدست نخواهد آمد.
هفت: بالاخره به علم مبارک اما رسیدی. علم را زیارت میکنی. یک فرق حالا بین تو و پسران فاضل وجود دارد که جیب تو خالی و فامیلت گرسنه است و پسران فاضل مست و خندان با جیب های پر به تو و امثال من تو میخندد.
نوت: به علاقمندان و عاشقان تاکید میشود حتما از این نمایشگاه تجارتی استحمار و تحمییق دیدار بعمل آورند. زیرا تاریخ تکرار میشود.
چند مطلب جالب دیگر در این باره :
تحمیق هزارهها از طریق مذهب
در عاشورای امسال پسر سید فاضل با یک بیرق، میلیون ها پول به جیب زد!