۰۵ اردیبهشت ۱۳۸۹

دو سال وبلاگ داری


اگر اشتباه نکنم اولین" Web log" را که خواندم صفحه در پرشین بلاگ سایت ایرانی از دوست خوب ما آقای جعفر عطایی بنام " فرزند آهن " بود که مرا از طرز نوشتن و تحیلی سیاسی اش خوشم میامد و سپس خیلی زود با وبلاگ های دیگر و بعد با نسیم فکرت و سایت " سهراب کابلی " آشنا شدم.
اولین وبلاگی که ساختم بنام www.entezar1.blogfa.com بود که شبیه کتابچه خاطرات شاگردان نوجوان پسر و دختر مکتب بود که مملو از گل های رنگارنگ بود گاهی قبلم تیر خورده بود. اما با گذشت مدت کوتاهی دریافتم که وبلاگ فضایی خیلی جالب و آزاد است که میتوان نظرات و اندیشه های خود را بدون سانسور و محدودیت فضای واقعی نوشت و خیلی گپ هایی جدی را نشر کرد. سعی میکردم بیشتر بخوانم تا بنویسم. تمام وبلاگ هایی را که میخواندم ، بیشتر صفحه نظرات و تقابل و رد بدل شدن نظرات که برایم ذهنیت و مفکوره خوبی میداد.ساعت ها وبلاگ خوانی میکردم و دنبال وبلاگ های افغانی بودم.
القصه کم کم با نوشته های ساده و محکم نسیم عزیز آشنا شدم و خیلی زود به خواندن هر روزه آن معتاد شدم . بالاخره با تلاش زیاد توانستم نسیم فکرت را در دفتر " نما " دیدم و یک فورمه را که در صفحه کانون نشر کرده بود ،پر نمودم و برایش فرستادم. خیلی زود اولین کارگاه وبلاگ نویسی افغانستان توسط نسیم فکرت با حضور جوانان فعال و پرنوشته فضای مجازی فعلی که لیست شان ذیلا خواهد آمد آغاز شد و برای دو روز ادامه یافت.
در این مدت دو سال صفحه "انتظار" حدود 50 مطلب ، گزارش ، خبر ، تحلیل و عکس نشر کرد.پر خواننده ترین مطلبم یک گزارش تصویری از استحمار هزاره ها بود و در مجموع بیشتر از چهارده هزار خواننده و حد اوسط خواننده گانم در روز را 50 نفر تشکیل میداد. گاهی با مشکل خواندن وبلاگ از سوی آی تی دفتر ما میشدم که بجای کار وبلاگ میخوانم وگاهی هم مورد تمسخر و بیکارگی متهم میشدم. ولی کار در این فضا برایم جالب و آموزنده و پرهیجان آمیخته با ترس از دست دادن کارم بود. دو آخرین مطلبی را تهیدیدم کردند ، پاک کنم ورنه کشته خواهم شد مربوط میشد به موضوعات اتنیکی و مناسبات درون اجتماعی افغانستان که با وساطت رییس امریکایی ام ، نجات یافتم. کار در وبلاگ حوصله میخواهد و انرژی که باید هر روز بروز شود ولی زیاد دنبال تعداد بینندگان و خوانندگان آن نبودم. راستی یادم رفت که گاهی تشویق و گاهی هم بخاطر بعضی مطالب بی ربط و کم اهمیت و حساسیت بر انگیزم از طرف نسیم جان نیز مورد نصیحت قرار گرفته ام که ممنونش هستم. چند تلفن تشویقی و تهدید آمیز نیز از داخل و چند ایمیل هم از خارج از افغانستان در مورد مطالب و نظراتم گرفتم که زیاد محکم نبودند تا بروم و به یک کشور پناهنده شوم. چند چیزی را که از طریق وبلاگم یاد گرفتم ، این بود که اگر گپی برای گفتن دارید این وسیله بسیار خوبی است که میتوان خود را به راحتی بیان کرد و ارتباط ایجاد کرد. آخرین باری که سفارت امریکا در کابل از یک تعداد وبلاگنویسان دعوت به عمل آورد ، حقیر فقیر نیز مفته خر زیارت سفارت امریکا در کابل شد. اگر میخواهید ادامه دهم و این صفحه خوبتر شود ، لطفا مورد نظراتم قرار دهید و به اصطلاح " کامنت"بگذارید و اگر نیاز به تغییرات و اصلاحات است ، صفحه نظرات از خود شما و برای خود شماست. چون این فضای اصلاح شدن و تغییر است. پس بیایید برای اصلاح و تغییر خویش خودمان را ارزیابی ، تشویق و نقد کنیم. در سال آینده سعی خواهم کرد ، جدی تر و منظم تر بنویسم. و به همین خاطر صفحه انگلیسی ام را بیشتر فعال نگه خواهم داشت زیرا به کمتر مطالب وبلاگ های افغانی به انگلیسی ترجمه میشوند. پس اگر میتوانید، تلاش کنید انگلیسی نیز بنویسید تا همکاران بین المللی نیز از قضایای افغانستان خوبتر خبر شوند. در این دو سال به این نتیجه رسیده ام که در وبلاگ ها نباید خیلی طولانی نوشت. باید نوشته ها ساده ، کوتاه ، دقیق و جذاب باشند وبا کمترین کلمات ، بیشترین پیام رسانیده شود. راستش این صفحه خیلی چیز ها به من یاد داد که در فضای واقعی کمتر میتواند نصیب آدم شود و هم این کار خوب را به کمک شما ادامه خواهم داد. باز هم دوسالگی وبلاگم را برای خودم و شما تبریک میگویم.

۲۵ فروردین ۱۳۸۹

من و این سال نه چندان نو

سال نو را با تغییراتی نه چندان بزرگی آغاز کردم. عضویت برنامه مجتمع رهبران جوان بنیاد فریدریش ایبرت استفنگ اولین رییس جمهور منتخب آلمان را برای سال 2010 کسب کردم و از زمان عضویت تا حالا چند برنامه و کارگاه برای ما برگزار شده است که آخرین آن ملاقات با خانم آنجلیکا گرف ، نماینده پارلمان جرمنی ورییس گروپ کاری برای افغانستان و پاکستان و عضو حزب سوسیال دموکرات یکی از اپوزیسیون دولت فعلی آلمان بود که سخت از رییس دولت فعلی ناراضی به نظر میرسید.

گرچه روز آخر سال نو کمی حالم خوب نبود و روز اول را نیز با دلسردی و بی میلی با بچه های بیکار رفتیم شهرک برادر آقای خلیلی و چند جایی دیگر در غرب شهر اما روز های بعد سال بزودی جای خود را به کار های مهمتری داد که برای امسال مد نظر دارم.

امسال تصمیم دارم تغییر زیاد در خود بیاورم . سعی خواهم کرد هر آن کاری که بیهوده و بی نتیجه یا کم نتیجه باشد ، دوری کنم. در حقیقت روی برنامه ثابت تر و دراز مدت تری کار میکنم که بتواند مرا کمک کند که توانایی خودم را در مسیری که زندگی مرا میکشاند و من زندگی را با خود میکشانم ، به کار گیرم. میخواهم یک بررسی کلی از گذشته خود داشته باشم و حد اقل صد روز اول امسال را مثل هر رییس جهمور که در برخی کشور ها
" ماه عسل " میگویند، محک قرار دهم تا ببینم که آیا من در زندگی شخصی خود نیز میتوانم تغییر بیاورم یا نه.

چند برنامه کاری را روی دست دارم و دقیقا روی آن کار میکنم که کدام اولویت و اهمیت و فایده بیشتر دارد که رویش کار کنم اما وضعیت فعلی شخص خودم و افغانستان نشان دهنده مشکلات بسیاری از جوانان است که برای آینده ای تلاش میکنند که ضمانت زیادی برای آن وجود ندارد.

باید هر سال ما از سال گذشته موثر تر و مفید تر و شاد تر باشد و باید ببینم که چه پیش می آید اما یاد تان باشد که من اهل ترس و عقب نیشینی نیستم و به استقبال حوادث خواهم رفت.


۲۶ اسفند ۱۳۸۸

تلویزیون طلوع و مردسالاری

دیشب تلویزیون طلوع در برنامه سیاه و سپید سعی کرد 100 روز نخست یا ( ماه عسل ) آقای کرزی را بررسی کند. این تلویزیون از بدو آغازش تا حال نسبت به دیگر رسانه های تصویری موفق تر و مبتکر تر عمل کرده است. گرچه در بعضی برنامه ها و جبهه گیری های این رسانه و پالیسی نشراتی و پوشش خبری اش میتوان به وضوح تبعیض را دید اما این ابتکار بحث های داغ توانسته است بیننده های زیادی را جلب کند.

بحث سیاه و سپید با حضور داکتر عبدالله عبدالله از جبهه مخالف( اپوزیسیون) ، داکتر اشرف غنی شخص بین البین نه مخالف نه موافق ، داکتر رنگین دادفر اسپنتا مشاور امنیت ملی آقای کرزی و داکتر اشرف غنی مشاوراقتصادی ریاست جمهوری دو مامور دولتی و چند مهمان ویژه به شمول قسیم اخگر و عزیز رفیعی و حدود سی جوان دعوت شده بودند. چند نکته جالب در این بحث یافتم و خواستم روی صفحه را سیاه کنم.

اول : در این برنامه فقط دو زن یکی ثریا پرلیکا و یک دخترک محصل دعوت شده بود که حتی نه خودش را معرفی کرد و نه سوالی داشت. معلوم میشود که نه تنها گردانندگان این برنامه طلوع بلکه خود ما هم در این جامعه هنوز به حضور برابر زنان و دادن فرصت های مناسب به زنان باور و ایمان نداریم که باید این را بپذیریم. حتی میشد خانم های باسواد تری را از میان این همه زنان در این برنامه دعوت کرد که باید خانم ها از طلوع و گردانندگان مردسالار آنان پرسید.

دوم: بحث عدالت بود که آقای عبدالله مورد پرسش قرار گرفت و او هم خیلی سریع طفره رفت و گپ ها تکراری گفت اما نگفت که دوستان و هم رزمانش که متهم به نقض حقوق بشر اند ،چگونه باید در پنج سال آینده مورد بازپرس قرار گیرند ولی اشرف غنی تا حدی چیز های برای گفتن داشت و خودش خوب میفهمید که چی میگوید یعنی سعی میکرد تا نظر جوانان را جلب کند. میخواستم نظر آقای اسپنتای سوسیال دموکرات را در مورد عدالت بشنوم که خودش بدون هراس و به اصطلاح بی پرده گفته بود که وی در این دور جدید تاوان آوردن معدود هزاره ها را در وزارت خارجه پس میدهد.

سوم اشتباهاتی بود که گاهی در بحث ها پیش می آید مثلا اسپنتا شعر " شب تاریک و بیم موج و گردابی چنین حایل – کجا داند حال ما سبکساران ساحل ها " حضرت حافظ را اشتباه کرد و اشرف غنی گفت که قوه مقننه می تواند که اعضای پارلمان را خلع صلاحیت کند که داکتر عبدالله به کمکش شتافت و سخن به دهانش گذاشت و اصلاحش کرد.

ولی به هر حال بحث جالبی بود ، خیلی استفاده بردم امیدوارم که این گفتگو ها به گفتمان بیانجامد و به حل مشکل عدالت، قانون پذیری و فضای هم پذیری و صلح کمک کند. که در اینجا رسانه های کشور باید بصورت دوامدار و بی طرفانه مسایل را بشکافند.

۰۲ اسفند ۱۳۸۸

کجا جواب چای کنیم ؟






دوستی زنگ زد که بروم و ساعت 4 بعد از ظهر در مرکز شهر ملاقاتش کنم. از قضا قبلا با چند بیکار دیگر روی یک طرح تمام روز را کار کردیم و چاشت مرا نیز برنج دادند . فرصت نشد بروم و وضویی تازه کنم و خودم را راحت کنم که هم خدا خوش  a,n و هم این معده لعنتی.

آمدم اندیشه گاه یک ساعت آنجا پاییدم . انترنت چندان کار نمی کرد. یک چای سبز فرمایش دادم ولی گارسون ها هم بجای چای عمدا برایم قهوه آوردند و سپس معذرت خواستند که با مشتری دیگری اشتباهم گرفته اند. چیزی نگفتم و قهوه را نیز به معده فرستادم.

ساعت چهار و نیم به مرکز تجارتی صافی رسیدم. گرچه از این نام چندان خاطره خوشی ندارم. چون وقتی بار دوم افریقای شرقی برمیگشتم، بکس لباس هایم گم شد .سه ماه دویدم و بالاخره  صافی گفت که در راه بین شرکت های امارات و صافی گم شده است و باید اول دوبی بروم و بعد بیایم صافی.

چی درد سرتان بدهم ، رفتم داخل این مرکز تجارتی و خواستم تا امدن این دوست پهلوانم جایی برای نشستن پیدا کنم اما گویی دخترکان و پسرکان کابل همه از ترس طالب و القاعده همه اینجا آمده اند تا چلمی چاق کنند و لاف بزنند. شاید اینان نیز گناهی ندارند زیرا در این شهر 6 میلیونی کمتر جایی را سراغ داریم که جوانان به آرامش خاطر و آزادانه صحبت کنند وبخندند.

عجب شهری از آنجایی که بنده معده ام کمی فعال است ، به گفته یکی از داکتران که خیلی معده ام صحتمند است (چشم بخیل قیچ ! ) . نیاز به کناراب و جواب چای پیدا کردم. گلاب برو که وضعیتم خیلی قرمز بود . اینطرف و آنطرف میدویدم و از هر کس و ناکس سراغ یک کناراب دارای آب و کلوخ رامیگرفتم. بالاخره یک کارگری گفت که منزل سه. دویدم منزل سه اما وقتی آنجا رسیدم یکی از کارمندان دستانش را مقابلم سد کرد و گفت که شما دوکاندار این مرکز نیستید و نمی توانید این جا جواب چای کنید زیرا پر میشود. اعصاب و من معده ام خراب شد و بالاخره چند باد هوایی نثارش کردم و پایین شدم که در "پارک شهر نو " بروم ولی از بخت بد این دوستم از دروازه مقابلم وارد شد و مرا با خودش به جایی دیگری با پای پیاده برد و من هم مجبور شدم ، همه فشار های معدوی را قورت دهم و برای خانه خودمان نگه اش دارم.

شما بگویید که این شهرداری، رییس جمهورو صاحبان این مراکز تجارتی کجا جواب چای میکنند ؟  امیدوارم روزی این تجاران و سیاستمداران دچار دل دردی شدید شوند و کنارابی پیدا نتوانند.آنگاه مجبور شوند با نکتایی و لندکروز های شیشه سیاه و شکم های بزرگ و گنده کنار جویی بنشنند ویا لب دریا و کنار دیوار صحرا گشت بروند. اما دعا کنید که از جنس سیاسر نباشید ورنه کار تان زار است.

۲۸ دی ۱۳۸۸

هرات در هفت تصویر

تطبیق قانون

40 سال زندگی با گدایی و بی زنی

اینجا مولانا عبدالرحمن جامی خوابیده است

منار های مرقد شهزاده ها خوابگاه معتادان

نمایشگاه عکس فیروز مشعوف - فریاد های بی صدا

پل مالان

مسجد جامع هرات


۲۱ دی ۱۳۸۸

هرات ؛ شهر فرهنگ و تمدن یا شهر معتادان و گدا ها ؟



یک هفته است هرات آمده ام . اینجا از بعضی جهات خیلی با کابل متفاوت است. اولین چیزی که توجه ات را حین ورود به شهر جلب میکند ، گدا ها و معتادین است؛ که اطراف شهر را پر کرده است.

هرات شهر زیبایی است. ما در چوک گلها در مرکز شهر اقامت گزیدیم و تمام روزش ها را مصروف کارگاه های آموزشی هستیم. برق داریم اما این کمپیوتر لعنتی را نتوانستم به انترنت وصل کنم بنا مجبورم برای خواندن اخبار و وبلاگ ها به نت کافی بروم. یکی را که یکی دو بار استفاده کرده ام ،خوب است ولی زیاد هم تعریفی ندارد.

کتابخانه عامه و موزیم هرات روبروی هتل ما قرار دارد اما متاسفانه فرصت نشده است که به نمایشگاه عکسی که توسط یک عکاس هراتی بنام فیروز مشعوف از سه شنبه هفته گذشته در آن تحت عنوان فریاد های بی صدا دایر شده است ، سری بزنم.ولی سعی خواهم کرد، ازش دیدن کنم.

فضای هرات شبیه ایران است. بچه ها ، دختر ها و حتی لهجه و غذا و طرز برخورد فروشندگان ، انگار در یکی از استان های ایران آمده ای اما شهر نسبتا پاکتر از کابل ، آرامتر، ازدحام زیاد نیست ، زنان کمتر از کابل در شهر دیده میشوند ، برق دارند ، سرک های مرکز شهر اسفالت شده است ، اما هنوز میتوانی فقر و چند رنگی را در چهره مردمان این شهر حس به وضوح ببینی.

هر جای شهر که بروی گدا ها با سماجت دنبالت می کند و معتادان نیز به نا امیدی چشم به آدم های میدوزند که مثل زنبوران عسل صبح تا به شام با شور و تلاش برای زنده ماندن تقلا میکنند. ولی آنان تا ناوقت های شب بوجی های کهنه شان را از کثافات روی سرک پر میکنند تا دمی گرم شوند و در کوچه های زندگی نکبت بار در کنار ویرانه های تاریخی ، گاها فراموش شده شهر درهم بلولند.

بنا های تاریخ شهر نیز جایی خوبی برای معتادان مهاجر و برگشته از جمهوری برادر خرماست. چند جایی راکه سرزدم بیشتر ویرانه های فراموش شده ای را میمانند که اصلا این دولت مصروف نتوانسته است به انها توجهی داشته باشند.

حدود چهارده رادیوو چند تلویزیون دیگر نیز در این شهر فعال اند ما حد اقل چشمم نتوانست به وضوح جایی را بیابد که رسانه های چاپی این شهر در ان فروخته شود ولی گفته میشود که فعالیت های فرهنگی بیشتر از کابل در این شهر جریان دارد. سینما در این شهر نیست و موسیقی هم مثل کابل عمومیت ندارد.

با آنکه شهر خیلی فضای مذهبی مثل ایران دارد ولی جالب اینجاست که خود شهروندان هرات از نبود داکتر و ملا دراین شهر شکایت دارند و میگویند کسی علاقمند نیست به اطراف و ولسوالی ها بروند شاید هم دلیل امتیازات و فرصت های کم در این ساحات است که همه در شهر تجمع کردند حتی گدا ها و معتادین.
بزودی با عکس ها و مطالب جدید سراغ تان خواهم آمد.

۰۱ دی ۱۳۸۸

شرح مختصری از زندگینامه وزرای پیشنهادی کرزی

منبع: بی بی سی
حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان، حدود یک و نیم ماه پس از آنکه در دومین انتخابات ریاست جمهوری این کشور برنده اعلام شد، فهرست اعضای کابینه جدید خود را به مجلس نمایندگان فرستاد.

در این فهرست، هشت چهره جدید برای وزارتخانه های مختلف پیشنهاد شده اند.در حالی که مجلس نمایندگان افغانستان در حال بررسی صلاحیت کاری هر یک از این وزاری پیشنهادی است، بی بی سی به شرح مختصری از زندگینامه این افراد پرداخته است.

عبدالرحیم وردک، نامزد وزارت دفاع

عبدالرحیم وردک که قبل از انتخابات اول ریاست جمهوری، پستهای ارشدی را در وزارت دفاع کار کرده بود، پس از انتخابات ریاست جمهوری، به عنوان وزیر دفاع افغانستان معرفی شد.

آقای وردک که حدود شصت و پنج سال دارد، پیش از تقرر به عنوان وزیر دفاع، در پستهای چون عضو کمیسیون عالی دفاع، عضو بازسازی ارتش، معاون اول وزیر دفاع و رئیس کمیسیون جمع آوری سلاح و اصلاحات وزارت دفاع کار کرده است.او دارای تحصیلات عالی از اکادمی های نظامی در آمریکا و مصر است.

آقای وردک در دوره وزارت دفاع خود، پس از آنکه در مراسم تجلیل از سالروز پیروزی مجاهدین در کابل به جان حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان سوءقصد شد، همراه با برخی دیگر از مقامات ارشد امنیتی، به مجلس نمایندگان استیضاح شد.

آقای وردک اگرچه در جلسه استیضاح با سوالها و انتقادات تندی از سوی مجلس نمایندگان روبرو شد، اما این جلسه به سلب اعتماد او به عنوان وزیر دفاع نیانجامید.

حنیف اتمر، نامزد وزارت داخله (کشور)

حنیف اتمر، از نخستین اعضای کابینه افغانستان پس از فروپاشی رژیم طالبان و ایجاد اداره جدید به رهبری حامد کرزی بوده است.آقای اتمر با تقرر به عنوان وزیر احیا و توسعه روستاها، وارد کابینه آقای کرزی شد و حدود دو سال در این سمت کار کرد.

آقای اتمر از اجرای برنامه همبستگی ملی، به عنوان یکی از دستاوردهای مهم خود در این وزارت یاد می کند.پس از نخستین انتخابات ریاست جمهوری افغانستان، آقای اتمر به عنوان وزیر معارف (آموزش و پرورش) افغانستان تعیین شد.

اما در اکتبر 2008، پست آقای اتمر نیز در جریان تغییرات گسترده در کابینه تغییر کرد و به عنوان وزیر داخله (کشور) افغانستان معرفی شد.

او چهل و هفت سال دارد و دارای درجه فوق لیسانس در رشته مدیریت امور کشورهای بعد از جنگ از دانشگاه یارک بریتانیا است.

عمر زاخیلوال، نامزد وزارت مالیه (دارایی)

عمر زاخیلوال پس از استعفای انورالحق احدی از وزارت مالیه، تنها در چند ماه اخیر کابینه اول حامد کرزی به عنوان نامزد این وزارت معرفی شد و پس از آن از سوی مجلس نمایندگان رای اعتماد گرفت.

آقای زاخیلوال پیش از این، سرپرست وزارت ترانسپورت (حمل و نقل) و هوانوردی بود.او از دانشگاه کارلتون اوتاوا، دکترای اقتصاد دارد و قبل از اینکه به افغانستان بیاید، در این دانشگاه تدریس می کرده است.

آقای زاخیلوال پس از آنکه به افغانستان آمد، در پستهای چون مشاور ارشد رئیس جمهوری در امور اقتصادی، رئیس اداره حمایت از سرمایه گذاری افغانستان، مشاور ارشد وزارت توسعه روستاها و عضو شورای عالی بانک مرکزی افغانستان نیز کار کرده است.

فاروق وردک، نامزد وزارت معارف (آموزش و پرورش)

فاروق وردک که از نظر بسیاری، از افراد نزدیک به حامد کرزی، رئیس جمهوری افغانستان شمرده می شود، پیش از آنکه به عنوان وزیر معارف افغانستان معرفی شود، وزیر دولت در امور پارلمانی بود.

آقای وردک دراکتبر 2008، به عنوان وزیر معارف افغانستان پیشنهاد شد و رای اعتماد مجلس نمایندگان را نیز به دست آورد.او در سمتهای چون رئیس دارالانشای (دبیرخانه) کمیسیون قانون اساسی افغانستان، تنظیم کننده امور لویه جرگه تصویب قانونی اساسی، رئیس دارالانشای دفتر مشترک تنظیم انتخابات (اول)، و رئیس عمومی اداره امور کار کرده است.

او مسئول تنظیم برگزاری نخستین جلسه بزرگ صلح میان افغانستان و پاکستان بود که میان صدها نفر از نمایندگان هر دو کشور افغانستان و پاکستان در کابل برگزار شد.

آقای وردک پنجاه سال دارد و تحصیلات عالی خود را در رشته دارو سازی از دانشگاه پنجاب در شهر لاهور پاکستان به پایان رسانده است.

عبیدالله عبید، نامزد وزارت تحصیلات عالی

عبیدالله عبید، یکی از چهره های جدید در کابینه افغانستان است.او از دانشگاه کابل در شته طب (پزشکی) لیسانس گرفته و در همین رشته به درجه ماستری رسیده است.

آقای عبید، پیش از این به عنوان رئیس دانشگاه طبی کابل و وزیر مشاور ریاست جمهوری در امور اجتماعی کار کرده و عضویت لویه جرگه اضطراری و قانون اساسی را نیز داشته است.

محمد امین فاطمی، نامزد وزارت صحت

محمد امین فاطمی، پس از انتخابات اول ریاست جمهوری به عنوان وزیر صحت افغانستان تعیین شد و در کابینه دوم نیز در همین سمت معرفی شده است.

آقای فاطمی در رشته طب (پزشکی) از دانشگاهی در شرق افغانستان درجه لیسانس دارد.او قبل از ورود به کابینه آقای کرزی، مدتی را به عنوان مشاور سازمان بهداشت جهانی در ژنیو کار کرده است.

سرور دانش: نامزد وزارت عدلیه (دادگستری)

سرور دانش که در کابینه قبلی افغانستان نیز به عنوان وزیر عدلیه کار کرده، از تحصیلکرده های رشته حقوق و فقه است.او عضویت لوی جرگه های اضطراری و تصویب قانون اساسی را داشته و یکی از اعضای کمیسیون های تسوید و تدوین قانون اساسی افغانستان بوده است.

آقای دانش قبل از آن که در سال 2005 وارد کابینه حامد کرزی شود، برای مدت کوتاهی به عنوان نخستین والی ولایت تازه تشکیل دایکندی کار کرد.

او چهل و هشت ساله است و تحصیلات عالی خود را در کشورهای عراق، سوریه و ایران، در رشته حقوق، ثقافت و معارف اسلامی به پایان رسانده است.

محمد اسماعیل خان، نامزد وزارت انرژی و آب

اسماعیل خان، والی سابق هرات و از چهره های پرنفوذ جهادی در افغانستان، در کابینه گذشته کرزی نیز به عنوان وزیر انرژی و آب کار کرده است؛ اما آوردن او از هرات به کابل، با جنجالها و اعتراضهای زیادی در هرات روبرو شد که در نتیجه این تنشها، چندین نفر کشته شدند.

او از فرماندهان مشهور جهادی در افغانستان است و در سالهای مقاومت علیه گروه طالبان، مدتی را در اسارت این گروه بود.
پس از فروپاشی رژیم طالبان، اسماعیل خان به حیث والی هرات، زادگاهش، منصوب شد و به بازسازی گسترده در این ولایت آغاز کرد.

با این حال، "حاکمیت" اسماعیل خان در هرات، و ادعاهای که در مورد عدم انتقال درآمدهای گمرکی این ولایت به کابل مطرح بود، رئیس جمهور کرزی را مجبور کرد تا او را به کابل منتقل کرده در عوض ولایت هرات، سمت وزارت انرژی و آب را به او پیشنهاد کند.

او در سال 1956 میلادی در ولسوالی شیندند ولایت هرات به دنیا آمد و پس از پایان دوره مکتب در شهر هرات، وارد دانشگاه نظامی کابل شد و آموزشهای عالی خود را در رشته توپچی در این دانشگاه تکمیل کرد.

امیرزی سنگین، نامزد وزارت مخابرات و تکنالوژی معلوماتی

امیرزی سنگین در کابینه قبلی افغانستان نیز به عنوان وزیر مخابرات کار کرده است.او در رشته مخابرات و برق، از کالج لندن دپلوم دارد.آقای سنگین قبل از رسیدن به وزارت، به عنوان مشاور ارشد وزارت مخابرات و رئیس عمومی اجرایی شرکت مخابراتی تلی کام کار کرده است.آقای سنگین در سالهای جنگ در سوئد زندگی می کرد.

انورالحق احدی، نامزد وزارت اقتصاد

انورالحق احدی در کابینه قبلی افغانستان وزیر مالیه (دارایی) بود و در آستانه برگزاری انتخابات دوم ریاست جمهوری از این سمت کناره گیری کرد.

آقای احدی با آنکه گفته می شد در انتخابات دوم ریاست جمهوری با حامد کرزی رقابت خواهد کرد و یکی از دلایل کناره گیری او از وزارت مالیه نیز همین موضوع خوانده می شد، اما او هیچگاه نامزد ریاست جمهوری نشد.

او پنجاه و هشت سال دارد و رهبر حزب افغان ملت افغانستان است.آقای احدی درجه لیسانس و فوق لیسانس را در دانشگاه آمریکایی در بیروت بدست آورده و از دانشگاه نورت ویسترن آمریکا، در رشته علوم سیاسی دکترا گرفته است.آقای احدی پیش از آنکه وارد کابینه افغانستان شود، حدود دو سال به عنوان رئیس بانک مرکزی افغانستان کار می کرد.

ژنرال خداداد، نامزد وزارت مبارزه با مواد مخدر

ژنرال خداداد در کابینه قبلی افغانستان نیز در سمت وزارت مبارزه با مواد مخدر کار کرده است.او تحصیلات عالی در رشته نظامی از اکادمی جنگ هندوستان دارد و مدتی هم در مسکو در رشته نظامی درس خوانده است.ژنرال خداداد در حکومت موقت افغانستان به رهبری حامد کرزی، برای مدتی وزیر امنیت دولتی بود.او در لوی جرگه اضطراری شرکت داشت و مدتی به عنوان معاون وزارت مبارزه با مواد مخدر کار کرده است.

مخدوم رهین، نامزد وزارت اطلاعات و فرهنگ

مخدوم رهین، در دوره موقت به عنوان وزیر اطلاعات و فرهنگ افغانستان کار کرد، اما پس از انتخابات اول ریاست جمهوری، به کابینه جدید راه نیافت.

آقای رهین، جای خود را در وزارت اطلاعات و فرهنگ، به عبدالکریم خرم داد و خود به عنوان سفیر افغانستان در هند منصوب شد.
او در رشته ادبیات، در دانشگاه های کابل و تهران درس خوانده و درجه دکترا دارد.

حسن بانو غضنفر، نامزد وزارت امور زنان

حسن بانو غضنفر، زمانی که نیمی از عمر کابینه قبلی افغانستان می گذشت، به عنوان وزیر امور زنان معرفی شد و از سوی مجلس نمایندگان رای اعتماد گرفت.

خانم غضنفر، تنها زن در کابینه افغانستان است.

او از دانشگاه سن پترزبورگ، در رشته زبان شناسی دکترا دارد و پیش از این، به عنوان رئیس دانشکده زبان و ادبیات دانشگاه کابل کار کرده است.

غلام محمد ایلاقی، نامزد وزارت تجارت و صنایع

غلام محمد ایلاقی از چهره های جدید است که برای سمت وزارت تجارت و صنایع افغانستان در کابینه جدید معرفی می شود.

آقای ایلاقی از دانشکده اقتصاد دانشگاه کابل لیسانس دارد. او در دو سال اخیر، به عنوان مشاور ارشد وزارت تجارت و صنایع و رئیس عمومی اتاقهای تجارت و صنایع افغانستان کار کرده است.

وحیدالله شهرانی، نامزد وزارت معادن

وحید الله شهرانی بدنبال استیضاح و رد صلاحیت امین فرهنگ به عنوان وزیر تجارت افغانستان، به عنوان سرپرست این وزارت معرفی شد و بعدتر از سوی مجلس نمایندگان افغانستان در همین پست رای اعتماد گرفت.

آقای شهرانی پیش از آن معاون وزارت مالیه( دارایی ) افغانستان بود.

وحیدالله شهرانی (36 ساله)، پسر نعمت الله شهرانی، وزیر پیشین حج و اوقاف افغانستان است. این موضوع، در جلسه بررسی صلاحیت آقای شهرانی به عنوان وزیر تجارت، اعتراض هایی را در مجلس بوجود آورد که استدلال می کردند نباید پسر یک وزیر کابینه نیز به عنوان وزیر منصوب شود، اما رای گیری مجلس به این اعتراضها پایان داد.

آقای شهرانی از یک دانشگاه اسلامی در پاکستان، در رشته اقتصاد فوق لیسانس دارد. او قبل از این، به عنوان مشاور اقتصادی رئیس جمهوری کار کرده است.

محمدالله بتاش، نامزد وزارت ترانسپورت و هوانوردی

محمدالله بتاش، برای سمت وزارتی پیشنهاد شده که در سالهای اخیر، امور آن تنها از سوی مسئولانی به عنوان سرپرست اداره شده است.

منتقدان همواره خواستار اصلاحات گسترده در این وزارت بوده اند.آقای بتاش که برای وزارت ترانسپورت و هوانوردی نامزد شده، چهره جدیدی است که در صورت تائید مجلس نمایندگان، وارد کابینه کرزی خواهد شد.آقای بتاش در رشته علوم اجتماعی، از دانشگاه مسکو دکترا دارد.

محمد آصف رحیمی، نامزد وزارت زراعت، آبیاری و مالداری

محمد آصف رحیمی در اکتبر سال گذشته، بدنبال تغییراتی در کابینه افغانستان، به عنوان وزیر زراعت (کشاورزی) و مالداری معرفی شد و از سوی مجلس نمایندگان رای اعتماد گرفت.

آقای رحیمی، پیش از آن معاون وزارت توسعه روستاهای افغانستان بود و نیز مسئولیت برنامه همبستگی ملی را در این وزارت به عهده داشت.

او پنجاه سال دارد و درجه فوق لیسانس خود را در رشته اداره عامه و برنامه های توسعه ای، از دانشگاه نبراسکا در آمریکا بدست آورده است.

ویس احمد برمک، نامزد وزارت احیا و انکشاف دهات

ویس احمد برمک، ظرف یک سال اخیر، به عنوان معاون وزارت احیا و انکشاف دهات (توسعه روستاها )افغانستان کار کرده است.
او سی و هفت ساله است و در رشته علوم توسعه ای و بازسازی بعد از جنگ، از دانشکده مطالعات شرقی و آفریقایی دانشگاه لندن فوق لیسانس دارد.

آقای برمک مدتی در دانشگاه کابل تدریس کرده است.

میرزا حسین عبداللهی، نامزد وزارت فواید عامه

میرزا حسین عبداللهی، از جمله چهره های جدید در کابینه دوم افغانستان است.
آقای عبداللهی پیش از این رئیس تشکیلات و اصلاح اداره عامه کمیسیون مستقل اصلاحات اداری و خدمات ملکی بوده است.

عنایت الله نظری، نامزد وزارت عودت مهاجرین

عنایت الله نظری، در دوره های موقت و انتقالی، به عنوان وزیر مهاجرین افغانستان کار کرده است.اما پس از انتخابات اول و پیروزی حامد کرزی در آن، آقای نظری به کابینه جدید افغانستان راه نیافت و از آن زمان تا حالا، موقف رسمی در دولت نداشته است.

او پنجاه و پنج سال دارد و پس از آنکه در سال 1356، از دانشگاه کابل در رشته حقوق و علوم سیاسی فارغ شد، در سال جاری، فوق لیسانس خود را از یک دانشگاه ایرانی موسوم به "پیام نور" از طریق آموزش از راه دور به پایان رساند.

محمد اسماعیل منشی، نامزد وزارت کار و امور اجتماعی

محمد اسماعیل منشی از چهره های تازه وارد در کابینه افغانستان است.او از دانشگاه کابل در رشته علوم اجتماعی لیسانس دارد و معاون حزب جنبش ملی - اسلامی افغانستان است.

حامد گیلانی، نامزد وزارت سرحدات، اقوام و قبایل

حامد گیلانی، معاون اول مجلس سنای افغانستان است.او تحصیلات عالی خود را در دانشگاه بین المللی اسلام آباد در رشته حقوق اسلامی و بین المللی به پایان رسانده و همچنین درجه لیسانس را از دانشگاه ملی ایران(شهیدبهشتی فعلی) در رشته علوم سیاسی بدست آورده است.

آقای گیلانی پنجاه و پنج سال دارد و از چهره های جدید در کابینه افغانستان است.

عنایت الله بلیغ، نامزد وزارت حج و اوقاف

عنایت الله بلیغ، در جریان حاکمیت طالبان بر افغانستان، معاون اداره امر به معروف و نهی از منکر بوده است.آقای بلیغ فارغ دارالعلوم عربی کابل است و از دانشگاه شرعیات این درجه لیسانس دارد.

او هم اکنون استاد شرعیات در دانشگاه کابل، عضو شورای علما و خطیب مسجد پل خشتی کابل است.
مطالب مرتبط :

۲۹ آذر ۱۳۸۸

کابینه جدید پیشنهادی کرزی به پارلمان

1. وزیر دفاع: عبدالرحیم وردک
۲. وزیر داخله: حنیف اتمر
۳. وزیر انرژی و آب: اسماعیل خان
۴. وزیر مالیه: عمر زاخیلوال
۵. وزیر عدلیه : سرور دانش
۶. وزیر معارف: فاروق وردک
۷. وزیر تحصیلات عالی: عبیدالله عبید
۸. وزیر حج و اوقاف: عنایت الله بلیغ
۹. وزیر فواید عامه: میرزا حسین عبداللهی
۱۰. وزیر اطلاعات و فرهنگ: سید مخدوم رهین
۱۱. وزیر صحت: محمد امین فاطمی
۱۲. وزیر زراعت: محمد آصف رحیمی
۱۳. وزیر اقتصاد: انوارالحق احدی
۱۴. وزیر معادن: وحیدالله شهرانی
۱۵. وزیر مخابرات و تکنولوژی معلوماتی : امیرزی سنگین
۱۶. وزیر تجارت و صنایع: غلام محمد ییلاقی
۱۷. وزیر احیا و انکشاف دهات: ویس احمد برمک
۱۸. وزیر کار و امور اجتماعی: اسماعیل منشی
۱۹. وزیر ترانسپورت و هوانوردی: محمدالله بتاش
۲۰. وزیر امور زنان: حُسن بانو غضنفر
۲۱. وزیر عودت مهاجران: عنایت الله نظری
۲۲. وزیر سرحدات، اقوام و قبائل: سید حامد گیلانی
۲۳. وزیر مبارزه با مواد مخدر: ژنرال خداداد

۲۴ شهریور ۱۳۸۸

امروزی ها

دیش آنتنم خراب شده بود و بالاخره دیشب موفق شدم ترمیمش کنم. اولین شبکه که توانستم عیار کنم ، تلویزیون فارسی بی بی سی بود که بیشتر گیرندگان آن را افغانستانی ها ، ایرانی ها و تاجیکیستانی ها تشکیل میدهد.دو جوان افغانی و ایرانی ، زیگنال های برنامه ، موسیقی و نام آن جالب بود. سینما، جشن تجلیل از حشرات و مهمتر آن موضوع هویت محتوای اساسی این برنامه را تشکیل میداد.

حشرات وموسیقی را حد اقل توانستم هضم کنم و به تحلیل بنشینم اما عنوان برنامه و مقوله ای هویت (Identity) کمی برایم مشکل مینماید.

طاهر جوان افغانی سعی میکرد با نشان دادن چهره های اشخاص و طرز لباس پوشیدن آنان از میان حد اقل 15 قوم ساکن افغانستان بیشتر به هزاره ، تاجیک ، پشتون و ازبیک بپردازد و نشان دهد که نسل امروز و مردم چه برداشتی از واژه که هنوز برای من به عنوان یک جوانک امروزی افغانستانی کمی نا مفهوم است ، دارند. او به مردم بازار و دانشجویان و دو استاد دانشگاه مراجعه کرده بود تا مفهوم آن را به بینندگان برساند.

معلوم نیست هدف از انتخاب نام امروزی چیست؟ من 27 سال سن دارم و نمیدانم امروزی هستم یا دیروزی؟ اگر معیار امروزی بودن دانش روز باشد که بحمد الله معذور دارید. چون نه سطح زندگی و نه مکاتب ودانشگاه های ما درسطحی اند که بتوان با امروزی بودن دنیای بیرون از افغانستان مقایسه کرد اما دیروز چه ؟

دیروز ما هم مثل امروز ما چندان ویژگی جالبی ندارد. من هزاره حد اقل سال هاست درد استبداد ، ظلم ، فقر ، محرومیت تاریخی را تجربه میکنم و حد اقل خود را جز مجموعه بنام ملت یا ( Nation ) احساس نمیکنم. چندان مشترکات خاصی باهم نداریم. شاید این فرضیه در مورد سه قوم مطرح تر دیگر و باقی دیگر نیز صدق میکند. امروزی های پشتون نیز در لجنی بنام طالب گیر مانده است و تاجیک ها و ازبیک ها هم مشکلات خاص خود شان را دارند.

پس امروزی های افغانستان یک جوانک های چون من و تو آیا بین دیروز و امروز معلق نیستیم؟ آیا ما هویت مشترک مان را بر چه اساسی بنا نهاده ایم ؟ چرا ما امروز درگیر تعریف هویت های خود در دایره های کوچک قومی به قول بی بی سی هستیم؟ آیا اصولا اول هویت اقوام ساکن در افغانستان بصورت دقیق ، علمی و عادلانه آنچنانکه هستند وبوده اند ، تعریف گردند و سپس برای ملت شدن این همه اقوام به یک مفهوم بزرگتری بنام افغانستان دست یابیم.

معلوم نیست انگلیسی های بی بی سی که سال هاست در قضایای افغانستان دخیل اند ، چه خوابی برای امروزی های افغانستان در سر دارند ؟ آنچه را میتوان ازگذشته ها دریافت اینست که گذشته های ما و دخالت های انگلیس چندان سابقه خوبی نیست ولی حد اقل میتوان برای نیل به یک هویت مشترک در دایره بنام افغانستان این اتوپیای نا آرام درقلب آسیا باید اول به تعریف هویت واقوام ساکن در آن پرداخت ، ارزش های انسانی برای هر شهروند قایل شد و آنگاه دنبال یک وجهه مشترک دیگر رفت وملت شد.

به امید روزی که هر شهروند خود را در آیینه تاریخ ، سیاست ، فرهنگ ، اجتماع و بالاخره همه ابعاد زندگی فردی و اجتماعی این کشور بیابد که فقط با دادن حق ، احترام به آزادی و کرامت انسانی و عدالت امکان ملت شدن و تعریف هویت فردی و جمعی شهروندان این سرزمین را میسرخواهد ساخت.

۱۷ شهریور ۱۳۸۸

صعود تنها بر قله دروغ ؟



میخواهم چیزی امشب بنویسم. کمی احساس باید به سراغم بیاید. خوشی ، غم ، هیجان ، خشم ونفرت یا کاملا بی حسی. شاید این آخری درست باشد.

از چی بنویسم ؟ از کی بنویسم؟ چرا بنویسم؟ چرا امشب خیلی متفاوت از شب های دیگر است. اصلا این شب لعنتی پایان ندارد. چرا حوصله ندارم کار کنم. فقط با غزل های هندی که کمتر می فهمم خودم را مصروف نگه میدارم.

آنطرف چیزی در حال اتفاق افتادن است وچیزی دارد تغییر مسیر میدهد. مسیری که شاید برای یک طرف روشن و شفاف باشد ولی طرف دیگر همچنان تاریک ، غبار آلود وناپیدا.

چی مسخره زندگی است این .یک دوست گفته بودکه زندگی تفاهم آشکار است اما شاید یک دروغ آشکار!

یادت هست عقاب ، گفته بودیم که قله ها را باهم صعود خواهیم کرد اما اینک ناممکن شد . یکی پرواز کرد و به قله رسید و یکی نیمه راه ماند.

شاید به هم دروغ گفته بودیم و شاید نه ؟ کی میداند ؟ شاید صعود به قله بی عقاب هم خود لذتی دارد که نمیتوان در صعود مشترک یافت. میخواهم خودم را با این صعود امتحان کنم. یا صعود یا سقوط ؟