۰۴ مرداد ۱۳۹۱

قطعنامۀ فعالین مدنی بامیان در اعتراض به بیکارگی های سارنوالی استیناف ولایت بامیان درپی قتل شکیلا.





عکس از: صفحه فیسبوک عبدالرحمن احمدی 

وَمَن قُتَلَ مظلومأفقد جعلنالِوَلِیِهِ سلطانا

قرآنکریم؛سوره اسراءِآیه 33

میدانید که طی دوسال اخیر اوضاع بامیان درجهت مصؤنیت حیثیت وعزت مردم بامیان روبه وخامت گذاشته وسیروارونه دارد.از قتل مرموز ومشکوک شکیلا که در منزل آقای واحدی بهشتی اتفاق افتاد تقریباً نیمی یکسال می گذرد که هیچ سرمویی ازین جنایت آشکار، فاش نگردیده و هرلحظه و هرگاه از سوی مقام ریاست سارنوالی استیناف بامیان پیرامون قضیه صحنه سازی های نو میشود وتحریف های صریح وقیاسات شکمی و از قانون مطابق رأی سید یحیا تفسیر گردیده و قضایای جنایی که به عنوان آسیب اجتماعی رخ نموده است جلوۀ قومی ونژادی می یابد.

قضیه شکیلا تنها قضیۀ جنایی ای نمی باشد که تحقیقات لازم پیرامون آن صورت نگرفته است وآقای واحدی تنهاسید نیست که به او اینهمه چسپیده اند وشکیلاتنها مقتولی نیست که اینگونه مظلوم مانده باشد؛ بلکه قضایا و موارد دیگری نیز ازین دست وجود دارد که باموجودیت شواهد بسیار در پشت پرده های فراموشی افتاده و در زمینۀ صحنه سازی ها و لابی گری های سید یحیا روی قضایای ازین قبیل خاک پاشی شده است که بطور نمونه به برخی از آنها ذیلاً اشاره میشود.

الف) قضیه شانزدهم ماه عقرب 1389 یکه اولنگ وقتل مشکوک عبدالوهاب.

ب) قضیه مورخ 27 قوس 1389 خوال مرکز بامیان که حاکی از تجاوز جنسی یک فرد 45 ساله بالای دختر پانزده ساله میباشد.

ج) قضیۀ بیست و دوم برج پنجم سال 1390 یکه اولنگ که خانمی از آن ولسوالی درحوالی مرکز یکه اولنگ مورد تجاوز دسته جمعی قرار گرفت.

د) موضوع دختر سید که همراه بایکی از افراد غیرسادات وبه تعبیر دیگر «هزاره» میخواست ازداواج نماید که ازجنجتل های آن تمامی مردم بامیان آگاهی دارند.

بهرحال قضایای مذکور تنها قضایایی نیست که مورد پی گیری قرار نگرفته باشد، بلکه از معدود مواردی است که تمام شهروندان از آن وقوف دارند والا خدا میداند که به چه میزان ازین قضایا وجود دارد که در موعد خودش به حساب آنها نیز رسیدگی مدنی خواهندصورت گرفت.

شهروندان بامیان !

با تذکر موارد قضایی و جنایی بالا می توان خاطرنشان ساخت که فعالین مدنی بامیان هیچ گونه انگیزۀ تخریبی وقوم گرایانه نداشته وبلکه می خواهند تمامی آنچه را که سارنوال مؤظف استیناف بامیان رنگ و بوی قومی داده است به محاسبه گرفته و از این روش خطرناک جلوگیری به عمل آورد.

فلهذا ما شهریان بامیان وفعالین مدنی این ولایت از مقامات مسؤل وبلند رتبۀ دولتی در خصوص از مقام لوی سارنوالی کشور تقاضامندیم که قضایای یاد شده و یادنشدۀ سربسته و محفوظ مانده به ادارۀ سارنوالی ولایت بامیان را تسریع اجرایی بخشیده و در امربکارگماشتن عملۀ خویش در این اداره تجدید نظر نموده و از این جهت ما بامیانی ها خواسته های خویش را بطور آتی یاد آورمی شویم.

1 –
رئیس سارنوالی استیناف ولایت بامیان خواستار استعفای خویش گردیده وبرای تمام قضایای جنایی که وارونه ارزیابی نموده است رسماً پاسخ گوی باشد.

2 -
هیئت بلند مرتبۀ باصلاحیت از ادارۀ لوی سارنوالی بخاطر پاک سازی وارزیابی های دوسیه و اسناد موجود سارنوالی بامیان در ولایت بامیان اعزام گردیده و به بررسی قضایابپردازند.

3 -
بخاطر ارزیابی دقیق حادثۀ قتل شکیلا هیئت باصلاحیت مرکب از لوی سارنوالی وحقوق بشرو در رأس خانم سیماسمر معرفی گردیده و عاملان این جنایت را به چنگال قانون بسپارند.

4 –
سارنیار سید یحیا بخاطر کوچک جلوه دادن قضیۀ قتل شکیلا در محضررسانه ها مورد استیضاح قرار گرفته و از تمامی اهالی رسانه ها معذرت خواهی نمایند.

5 -
آقای واحدی بهشتی که متهم درقتل شکیلا است در محکمه حضوریافته ورفع اتهام نموده والامورد پی گرد قانونی و مجازات قرار گرفته وبرای بازی گری ها وصحنه سازی ها به منظور فرار از پی گیری قضیه رسماً از محکمه ، فعالین مدنی و ارگانهای ناظر عدلی قضایی معذرت خواهی نماید.

6 –
تا پی گیری جدّی و واقعی وقانوی قضایای انباشته در سارنوالی صورت نگیردمامردم بامیان به خاموشی نگراییده و در هر فرصت به اعتراض خویش دوام میدهیم تاباشد که دستان ناقابل جنایتکاران کوتاه شوند.

به امید تحقق عدالت نهایی.

شهروندان عدالت خواه وفعالین مدنی بامیان

4/5/1391

۰۵ اردیبهشت ۱۳۹۱

به هر کجا بروم آسمان همین رنگ است ؟








بحث من این روز ها و شب ها این است که غرب چی ارزش های دارد که ما شرقی ها را ذوق زده میکند تا هرگونه عذاب و رنج را تحمل نماییم و بیاییم و پناهنده شویم. وقتی اینجا آمدیم بعد باز هم هم چشمی ها و رقابت های کور و تعصبات افغانستانی خویش را به رخ یکدیگر بکشیم. مگر ما چی وقت ظرفیت انسانی خود را در خود ما تقویت خواهیم کرد؟ ما نیاز به چگونه فرهنگ داریم تا کمی رفتن را یاد بگیریم و ایستا نمانیم؟ شرقی یا غربی؟ چه فرهنگی ما را انسان تر می سازد تا بخشی از کره زمین را جایی برای زندگی انتخاب کنیم نه زنده ماندن؟ مگر ما افغانستانی ها به ویژه هزاره ها تاچی زمانی آواره مدام خواهیم بود؟


ساعت های تمام این شب ها بحث می کنیم که ما هزاره ها چرا اصلاح نمی شویم و چرا نمیتوانیم حتی وقتی غرب می آییم ، از اینجا فقط ساختمان های شیک، موتر های شیک و فیشنی و لباس های پر زرق و برق را یاد میگیریم تا نوع نگاه غربی ها به زندگی یا شیوه زندگی کردن و منفی ها و مثبت های شان را؟ چرا ما از این جوامع تمدن و پیشرفت و سیستم خوب دولت داری ، همسایه داری، خانه داری و حتی مرغداری و جنگل داری خوب را یاد نمیگیریم و چرا عادات ناپسندیده و اعمال نا انسانی و سیاست های غلط شان را نقد نمی کنیم؟ یا آنچنان غرق و هضم این تمدن میشویم که بیشتر به یک مصرف کننده خنثی تبدیل می شویم و یا یک منتقد کور که هیچ درک درست و علمی از هر دو تمدن نداریم تبدیل می شویم؟ میخواهم این روز ها درک خودم را از وضعیت هر دو جامعه به یک نتیجه قابل قبول برسانم. میخواهم این بحث ها مرا به اهدافم و آینده ام کمک کند؟ آیا شما نیز چنین نمی خواهید؟ مگر نمی خواهید بیایید غرب و پناهنده شوید؟ باز هم سوال این است بیاییم یا نیاییم؟ بنویسید تا بصورت جمعی به یک نتیجه حد اقل در فضای مجازی برسیم حتی اگر نتوانیم در خیلی موارد یک سان فکر کنیم؟


مثلا در شهری های را که تا هنوز سفر کرده ام ،یکی میگوید که چرا جاغوری ها در جنگ بهسود کمک نکردند ودیگر شکایت دارد که بهسودی ها در موضوع کویته دخالت نمی کنند که در کویته بیشتر جاغوری ها زندگی میکنند؟ یک تاجیک میگوید که هزاره ها هیچ با آنان زیاد رفت آمد نمی کند و کار و زندگی مصروف غرب را بهانه میکند. یک پسر پشتون از این میرنجد که پدرش هنوز بعد از 25 سال زندگی در غرب همصنفی ازبک تبارش اش را نمی گذارد که به خانه شان دعوت شود چون دختر جوان روی گیر دارد.ما کجا روان هستیم ببخشید؟


میدان هوایی استانبول ، ترکیه






سفرنامه سویدن ، قسمت دوم

ساعت 04:30 عصر رسیدیم به میدان هوایی استانبول ترکیه.استانبول از بالا شهر سبز و زیبایی به نظر میرسید. دیزاین خانه ها خیلی جالب و کلاسیک مینمودند.بعد از طی مراحل پاسپورت ها رفتیم داخل ترمینل شدیم تا کمی اطراق کنیم و نفسی بگیریم. این طرف و آنطرف رفتیم تا جای آرامی با انترنت رایگان پیدا کنیم اما ترک ها را نا آرام تر از خود ما یافتیم. همه مشغول صحبت در باره سفر ، تجارت و زندگی شان بودند. بالاخره یک چوکی پیدا شد و هرکس نیز لمید و منتظر پرواز دوم شد. 

رفتم تا بپرسم که چطور می شود به انترنت بی سیم وصل شد اما خانم مسوول گفت که در مقابل 24 ساعت انترنت رایگان در داخل ترمینل باید 10 یورو یا 15 دالر بدهم. با بی میلی برگشتم و به دوبی شکر کردم چون در هتلی که چند ما پیش اقامت داشتم در مقابل 30 درهم 72 ساعت انترنت رایگان را در اختیارم قرار داده بود. حالا این چیزی های را که مینویسم شاید بتوان از شهر استکهلم، سویدن همه را یکجا برای شما در انترنت پست  کرد. 

در کاراژ 307 نشته ایم تا باز خطوط هوایی ترکیه بیاید و ما را به اروپای شمالی و فرنگ ببرد. حالا دیگر بوی فرنگ و پری های زرد رنگ و بی حجاب را می توان به خوبی در این کشور اسلامی دید. واقعا نسل جدید ترک ها از اروپایی ها چیزی کم ندارند. از اندام گرفته تا سواد و فیشن و غیره. جایی که نشسته ام روبرویم مدیر وبلاگ "سوما " در موبایلش فلم می بیند و از عدد گاراژ مطمین نیست. میترسد پرواز را از دست بدهیم. ولی آنطرفتر دو پسر و دو دختر  سویدنی " پربازی" مینمایند. یک زن و مرد مسلمان با طفل شان که بیقرار است ، صحبت میکنند.مردی که کنارم نشسته است کتابی از پانولو کویلو میخواند و چند محصل هندی نیز به خانه زنگ میزنند تا از رسیدن شان تا این قسمت دنیا اطمینان دهند. راستی بهترین آب تلخ از کشور ترکیه را پرسیدم گفتند که راکی بهترین مشروب این سرزمین است که و بزرگترین بوتل آن از 50 یورو اضافه نیست. این ظالمی محصول عجب فروش دارد. من مسحور ترکیب و طراحی بوتل های این آب تلخ بودم و شاید حدود نیم ساعت ده ها بوتل از این محصول به فروش رسید. به عاید خالصی که نصیب ترکیه و تولید کنندگان شان فکر کردم و به ترکیه اسلامی ! جوابی نیافتم و دوباره برگشتم سرجایم تا پرواز را از دست ندهم.

حالا فکر میکنم کم کم بسوی دروازه دهلیزی میرویم که برای پرواز تکت ها ما را بررسی میکنند . شهر استاکهولم سویدن میرویم تا سردی شب اپریل را با برف و بارانش تجربه کنیم. چقدر خسته شده ایم و بی خوابیم. یک خواب نیاز است و فردا کنفرانس. جالب و هیجان انگیر. نماینده های افغانستان را حالا از هیجان خواب گرفته است. ببینیم چی می شود.

میدان هوایی استانبول ، 08:30 شب

۰۱ اردیبهشت ۱۳۹۱

اولین سفر فرنگ با کنفرانس آزادی انترنت برای توسعه جهانی






ساعت هشت صبح حرکت کردم طرف میدان هوایی تا مبادا باز کدام انتحاری و حمله صورت نگیرد و سفرم به تعویق نیافتد.عبدالروف بیانی مرا تا میدان هوایی کابل بدرقه کرد و دوباره موترم را برد خانه خود ما. چند لحظه صبر کردم تا مدیر مسوول "سوما" بیاید.لحظاتی بعد حضرت ایشان با سه نفر از مشایعت کنندگانش که یکی شوهرش و دوتای دیگر آنان از کارمندان سابق خانه فرهنگ افغانستان بودند، وی را همراهی میکردند، رسید.از دوستان خدا حافظی کردیم بسوی ترمینل جدید روان شدیم. سه دوست میخواستند عکسی از ما بگیرند اما سربازان اجازه ندادند. پیاده پیاده رفتیم تا نزدیکی ترمینل جدید. میترسیدم که مثل دو سفر قبلی ام ازدحام زیاد نباشد و پرواز را از دست ندهیم. ولی خوشبختانه مثل همیشه من را با خارجی ها اشتباه گرفتند و با سرعت تلاشی کردند و به بخش تکت رهنمایی کردند. این بار یک خارجی دیگر (معصومه ابراهیمی) نیز با من بود و از قضا او نیز غیر افغنه تلقی شد و تمام کارمندان با ما زبان انگلیسی صحبت کردند و احترام لازم مربوط خارجی ها را بجا نمودند.


مدیر سوما حس میکردم تشویش داشت که نپرسند "محرمت" کجاست. اتفاقا آخرین بخش تفتیش اسناد میدان هوایی کابل یکی دوسوالی پرسیدند به قواره های ما نگاه کردند و بعد از اینکه از ذره بین شان گذشتیم، کمی نفس راحتی کشیدیم و منتظر ماندیم تا طیاره ترکیه بیاید و ما را ببرد "فرنگ" !

زنگ ها پشت سرهم میامدند. عظیم ایثار زنگ زد و قرار شد بیاید هوتل ما و سوغات هایش را تسلیم شود.به داکتر سید عسکر موسوی زنگ زدم تا برای گروه دوم استادان دانشگاه های  افغانستان که به ایالات متحده امریکا میروند گپ و سخنی داشته باشند در هفته اول ماه می  میلادی. همینکه فهمید که میروم اروپای شمالی خندید و گفت:" او بچه عطر زده ای." گفتم :" بلی " از پشت گوشی خندید و گفت:" بوی عطرت از پشت تلفن کاملا محسوس است." و بعد از من گله کرد که ناجوانی کرده وی را پیشتر خبر نکردم که کتابی را به داکتر اکرم عثمان نویسنده مشهور افغان مقیم سویدن است ، را ببرم. ولی خواست حتما بروم به ملاقات وی یا از آقای محمد شریف سعیدی تلفن وی را بگیرم و سلامی برسانم و پیامی برایش بیاورم. داکتر موسوی چنانچه به نظر میرسد هنوز از ارتباط و نامه نویسی به شیوه سنتی و قدیمی بیشتر لذت میبرد تا ایمیل و غیره شبکه های اجتماعی مثل فیسبوک و تویتر یا وبلاگ و غیره.


حالا منتظریم که هفت ساعت پرواز کنیم تا استانبول برویم و بعد استاکهولم که امروز برف هم می بارد. کاش یک روز میتوانستم ترکیه توقف کنم و مرکز امپراتوری عثمانی ها وقهرمانان سریال های ترکی تلویزیون های افغانستان و آواز خان های ترک را با کمپوز های دلنشین شان زیارت کنم یا لحظاتی در سرزمین شان قدم بزنم و ببینم که هزاره های ترک افغانستان چه چیز های مشابه را میتوانند با هم در استانبول با هم بیابند. حد اقل سه ساعتی که در میدان هوای این کشور هستیم و ببینیم چی میشود.

تا بعد پدرود – میدان هوایی کابل 17 اپریل
  

۰۲ فروردین ۱۳۹۱

پیامک های کاغذ پیچ نورزوی که صورتش را افتو ندیده است




 


حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو
حتما قشنگ میشود امسال حال تو
او با زبان فاخر و دری اصل گفت
فرخنده باد روز و شب و ماه و سال تو

تنور لاله چنان باد برفروخت باد بهار
که غنچه غرق عرق گشت و گل به جوش آمد


برآمد باد صبح و بوی نوروز
به کام دوستان و بخت پیروز
مبارک بادت این سال و همه سال
همایون بادت این روز و همه روز

نوروز تلنگریست تا یادمان باشد هر سپیده دم فرصتی است برای آغازی دیگر، این سرآغاز به کام تان باد، نوروز تان پیروز !

الهی با خاطری خسته از اغیار تو امیدوار،دست از غیر تو شسته و در انتظار رحمتت نشسته ایم، دهی کریمی، ندهی حکیمی، بخواهی شاکرم،برانی صابرم،الهی احوالم چنانست که میدانی و اعمالم چنین است که می بینی، نه پای گریز دارم و نه زبان ستیز یا ارحم الراحمین بهترینها را در این روز اول سال برای دوستانم مقدر فرما – آمین سال نو بهارنو مبارک.


شب نوروز را با یک دسته گل برای شماو فامیل محترم شما مبارک باد میگویم. امیدوارم مثل گل همیشه سبز و خرم باشید !


سال نو شما هم مبارک باد و سال پر از خوشی برای تان تمنا دارم !!


سال 1391 را به شما و خانواده محترم تان تبریک میگویم !

سال نو مبارک.از صمیم قلب برای رسیدن به آروزیت دعا میکنم !

تبریک تبریک تبریک ! رضایی بیرار اول شد، ستاره افغان شد !

رضا اول شد تبریک باشه !

۲۴ اسفند ۱۳۹۰

باز آمدم چون عید نو تا فقل زندان بشکنم


میخواهم این زنجیر های که زندانی ام نموده است ، مرا از خودم و قفل هایم رها کند. قفل های ذهنم و فکرم سخت آزارم میدهد.باید الگو هایم را تغییر دهم .باید از همه مرز ها،دریا ها و کوهای این سرزمین عبور کنم تا این گمشده ام را بیابم.گمشده ای که سالهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده است.گاهی من پیروز میشوم و گاهی او مرا عقب میراند.

این روز ها دنبال بهانه ای هستم که تمام هستی، شخصیت و کارها و گذشته ها و طرز تفکر و دنیایم را به چالش بکشد.بهانه ای که هر آنچه در گذشته به آن باور داشتم را دچار تزلزل و تردید کند. تناقضات زیاد در مقابلم قد علم کنند و دنیایم را متحول بسازد.

میخواهم بهانه ای باشد که مرا وادار به خواندن و نوشتن کند.حتی اگر لازم باشد کارم را تغییر دهم و از مسیر زندگی فعلی ام کمی انحراف کنم و راهم را بطرف دیگری کج کنم. میخواهم خودم باشم و خودم را بیابم.امیدی و الهامی درمن جوانه زند تا برای رسیدن به هدف والا و بزرگی قدم بردارم و هیچ یک از این روزمرگی ها زندگی در کابل نتواند مرا از عزمم منصرف کند.
انگار مثل سنگ در جا میخکوب شده ام.حرکتی نیست فقط سکوت و شب فضای ذهنم را فراگرفته است. حتی جیرجیرک های که شب ها صدا میکشند نیز حضور ندارند تا سکوت و ایستایی شبم را بر هم بزند. میخواهم حادثه ای اتفاق بیافتد تا راهی خودم را از میان این همه تاریکی ها بیابم.

میخواهم این زنجیر های که زندانی ام نموده است ، مرا از خودم و قفل هایم رها کند. قفل های ذهنم و فکرم سخت آزارم میدهد.باید الگو هایم را تغییر دهم .باید از همه مرز ها،دریا ها و کوهای این سرزمین عبور کنم تا این گمشده ام را بیابم.گمشده ای که سالهاست ذهن مرا به خود مشغول کرده است.گاهی من پیروز میشوم و گاهی او مرا عقب میراند.میخواهم حضورم در این جهان را تعریف کنم آنهم به سبک خود و سلیقه خودم.فلسفه وجودی ام را دریابم.چه خطا هایی که مرتکب نشده ام و باید برای جبران این لغزش ها و خطا ها  و فرصت های از دست رفته را بدست بیاورم که خودم را نزد خودم حد اقل شرمنده نباشم.

چطور میتوانیم فردی موثری باشیم.چطور میتوانیم از سد این گونه مشکلات بگذریم؟شکست را به هیچوجه قبول ندارم.دوستی میگفت کسانی که شکست های زیاد دارند حتما اهداف بزرگی دارند ورنه زندگی روزمرگی که ریسک نداشته باشد و متحول نشود و پویایی نداشته باشد مرده است و کمتر آسیب میبیند.

تصمیم دارم هرچی سر راهم قرار بگیرد و مانع پیشرفت و صعودم شود را با درایت و هوشیاری از سر راهم بردارم و قدم به حریمی بگذارم که موفقیت و موثریتم بتواند به اندازه شعاع وجودی ام تاثیر گذار باشد.آیا به چنین امری دست خواهم یازید یا مشکلات مرا زیر چکمه های پولادینش نابود خواهد کرد.فقط گذر زمان نتیجه این نبرد را معلوم میکند و تمام. 

سال نو در پیش است بگذارید اول ببینم که سال گذشته چی چیز هایی به من داد و چه چیز هایی از من گرفت.

یک خانه تکانی ، یک تکان جدید و نو شدن از نو با روز های نو و سال نو  و امید های نو ! 


۱۹ آذر ۱۳۹۰

شیرهای خراسان میروند تا فرزندان گاندی را درهم بکوبند




لحظه ی شادی و سرور تاریخی شیر های افغانستان با پیروزی  بر نیپال در استدیوم جواهر لعل نهرو ، شهر دهلی ، هندوستان


پیروزی تیم ملی فوتبال افغانستان در مرحله نیمه نهایی بر تیم ملی نیپال و راه یابی به دور نهایی جام مسابقات کنفدراسیون جنوب آسیا یک رویداد تاریخی و مهم در فوتبال افغانستان است.درخشش افغانستان با وجود مشکلات و ناهنجاری های اجتماعی – سیاسی جاری میتواند نشان دهنده رشد ورزش و نگاه مردم به ورزش و تلاش شبانه روزی ملی پوشان کشور باشد.

در رده بندی فیفا افغانستان در رده 174 است و تا دو روز دیگر به مصاف هند میرود که در رده بندی فیفا در رده 154 قرار دارد .این اولین باری است که در یک مسابقه نهایی افغانستان با هند روبرو میشود .این در حالیست که در شروع این جام اولین رویارویی این دو کشور با تساوی پایان یافت.کارشناسان پیش بینی کرده اند که افغانستان با تغییراتی که از سال گذشته در کیفیت بازی شان آورده اند ، برنده این جام خواهند شد و از حالا ترس وجود تمام هند را فراگرفته است.

در ده سال اخیر فرصت های زیادی در ورزش افغانستان از دست رفت ولی با آنهم رشته های مختلف ورزشی از جمله تکواندو،باسکتبال ، حالا فوتبال و دیگر رشته ها توانستند افتخارات زیادی برای افغانستان بیاورند و پرچم افغانستان را به اهتزار درآورند.این جرقه هایی است که میتواند به همبستگی ملی به ویژه در بین جوانان افغانستان تقویت شود اما متاسفانه حکومت کمتر فرصت برابر برای همه ولایات مهیا ساخته است تا این حس وطندوستی و وحدت ملی از شعار به شعور مردم تبدیل شود.

فوتبال بازی جوانمردانه و گروهی است که هر پاس خوب میتواند به نتیجه خوب و امتیاز خوب بیانجامد. فوتبال بازی دروغ  و تک فردی نیست. بازی جمعیست که نتیجه هر برد و باخت آن اشک شوق را در چشمان میلیون ها علاقمند جاری می سازد.فوتبال بازی شوق و شور ونمایش اوج قدرت انسان است ، فوتبال بازی زندگی مشترک انسان هاست. بازی هیجان و تحرک و تلاش جمعی است. فوتبال سلطان بازی های جمعی است و یکی از راه هایی است که میتواند نام افغانستان را به عنوان یک ملت با عزت نزد جامعه جهانی به ثبت برساند.

وقتی اشک شوق و شادی تاریخی را در چشمان بازیکنان کشور تحت پرچم افغانستان که از خوشی زیاد اشک میریختند ،را دیدم ، یک لحظه همه بدبختی های فعلی را فراموش کردم و خودم را در کشوری یافتم که نیپال وبوتان  همه جنوب آسیا در برابرش زانو زدند و چشمان ترسان و بدن های لرزان بازیکنان هندی که از تقابل با افغانستان بی خواب شده اند ، در برابرم مجسم شدند به افغانستانی بودنم افتخار کردم اما کاش این سرزمین در همه امور چنین باشد.

کاش زمامداران حاکم این بازی نهایی جوانان مان را تماشا کنند و عرق ریزی و زحمت را ببیند و درس بگیرند که نباید با عزت جامعه ای بازی کنند که ورزشکاران و فوتبالیست های شان در میدان های بین المللی با چه فداکاری ها و صداقت فقط برای افغانستان و به نام افغانستان بازی می کنند نه برای نان و نام.

راه یابی به دور نهایی چه اول یا دوم خود پیروزی بزرگ در تاریخ فوتبال افغانستان است .دولت و سرمایه گذاران ملی باید توجه جدی به این فرصت ها داشته باشند.هرگونه فراهم آوری امکانات و حمایت های درازمدت از این جوانان در هر رشته خصوصا فوتبال میتواند نه تنها به رشد ورزش فوتبال کمک کند بلکه سود اجتماعی و اقتصادی آن میتواند ما را به آینده ورزش امیدوار نماید.

۱۲ مهر ۱۳۹۰

کمیسیون صلح کرزی سر چند ربانی دیگر را خواهد خورد؟




  
منبع عکس: انترنت
 
کشته شدن برهان الدین ربانی معلوم نیست چقدر بر اوضاع امنیتی تاثیر خواهد داشت اما معلوم است که در یک هفته دو حمله خیلی وحشیانه زنگ خطر را بیشتر از گذشته برای مردم به صدا درآورد که حکومت و در مجموع دولت ما را از مشروعیت نیم بند حکومیت اش نیز فرو خواهند ریخت. باید این حملات برنامه ریزی شده را قبل از کنفرانس بن دوم جدی گرفت.بگذریم از اینکه ربانی کی بود و چه کار هایی خوب یا بدی در زندگی اش انجام داد. هستند کسانی که حالا از او خواهند نوشت.

هفته گذشته دقیقا صبح پس از حملات طالبان بر سفارت امریکا و پایگاه مرکزی ناتو در کابل وقتی میامدیم دهلی حدود دو نیم ساعت در قطار بی قطار میدان هوایی کابل منتظر تلاشی بودیم و هر لحظه این افغان ها متاسفانه از قطار بیرون میشدند یا به بهانه های مختلف بی نوبتی میکردند. یک کافر امریکایی نیز در قطار ما بود یادم هست که حدود ده بار از قطار بیرون شد و از شانه افغان ها میگرفت دوباره در اخیر قطار ایستادش میکرد. در قطار بحث بر سر این بود که آیا ما افغان ها به قانون احترام میگذاریم یا مفهوم نظم و انظباط را در زندگی خود درک کرده ایم یا نه؟ قریب بود که پرواز کام ایر را از دست دهیم.حتی اطفال کارمند کام ایر نیز این مشکل را درک نمی کردند و حرف خود را میزدند.

در دفتر راجستر پولیس در دهلی بود که همه مردم در سالون انتظار در چوکی منتظر نوبت بودند افغان های با غیرت ما با تاریخ 7000 سال خویش بدون نوبت میامدند ولی پولیس های هندی با تمسخر میگفتند:" شما افغان ها لطفا نوبت را مراعات کنید و نظم و قانون را یاد بگیرید که برای کشور تان خوبست." ولی تا زمانی که نوبت ما هم رسید مشکل همچنان ادامه داشت و افغان ها بی نوبیت میکردند و توجهی به نظم نداشتند.

دیشب رسانه های هندی کمربند محافظتی پولادین را The so called Ring of Steel”" نامیدند و " کمیسیون صلح حکومت" و " طالبان خوب و بد" را به سخره گرفت. رسانه ها و تحلیلگران هندی هنوز معتقدند که چیزی بنام "طالبان خوب و بد" وجود ندارد. هرچه طالب است همه بد اند و دولت افغانستان بیهوده تلاش میکند که مردم رافریب دهد و باج به طالبان دهد.اما جالب بود که هنوز همه پشتون ها را طالب نمی دانند.

در ساحه لاجپت نگر هم افغان های مهاجر ومسافر نظریات متفاوت دارند . کسی این را یک ضایعه برای مردم میداند، کسی خوش است، کسی طالبان را بد میگوید ولی در مجموع همه از آینده و ادامه این وضعیت نگران اند. ما نیز مثل دیگران نگران کشوری هستیم که در هر کجای دنیا به نام های مختلف از آدرس نا مبارک آن توهین و تحقیر میشویم. پاسپورت های ناچل افغانی لکه ای است که توسط طالبان و حلقات همفکر آنان تاریخ ما و آینده ما را تار نشان میدهد.

باید دید که بن دوم به نفع کیست؟ طالبان ، همسایه ها ، خارجی ها ، مردم ، حلقات فرصت  طلب حکومت  ،مخالفان سیاسی ؟ ولی هر چی باشد باید مردم جدی گرفته شوند و ما خود نیز از کنار این حوادث پی در پی به سادگی نگذریم.باید دید که  آقای کرزی بعد از دوسال سیاست نرم و ملایم حالا که آقای کرزی به سفر به دهلی جدید قبله خود را سوی هند کرده است  چی می کند ؟ جهان تماشا میکند که آیا ما افغان ها ظرفیت و فرهنگ استفاده از چنین فرصت های طلایی در منطقه را در این سال های پسین یاد گرفته ایم یا نه؟ هرچه باشد این سفر و چرخش موقف کرزی را به فال نیک میگیریم؟


۱۲ مرداد ۱۳۹۰

کاش قومای مدیر محصلان می بودم



این روز ها بخاطر دیپلوم لیسانس بعد از هفت سال روزه به دهن میروم تا با مامورین نسبتا کلاسیک دانشگاه کابل سر و کله بزنم.

امروز وقتی رفتم ترجمه نمرات چهار ساله ام را از دیپارتمنت آی تی بگیرم ، پسرکی که تازه شامل کار شده است با نکتایی سرم غر و فش میکند که چرا بالای ترجمه انگلیسی اش ایراد میگیرم. چند بار اشتباه چاپ کرد و بالاخره با بی حوصلگی تمام آخرین کاپی را چاپ کرد و بدستم داد و گفت که اگر این بار غلطی بگیرم کارم را برای هفته بعد میگذارد.
به هر حال رفتم تا امضای مدیریت محصلان را بگیرم آنجا نیز چند جوان ظاهر نیرومند و پرکار پشت میز نشسته اند و امضا میکنند و کتاب های زرد رنگ و رو رفته را ورق میزنند تا هویت ات را بیابند.منتظر بودم که کار هایم تمام شوند. کسی داخل آمد و نامش در ترانسکریپت یا نمرات چهار ساله بدون تخلص بود و در دیپلوم با تخلص آمده بود.


متقاضی که از دوستان مدیر محصلان بود با مدیر دیگر که کارهایم زیر دستش بود ، احوال پرسی نسبتا چربی کردند و از او خواست که تخلص اش را در ترانسکریپت اصلاح کند اما مدیر اول مخالفت کرد که ما اسناد نداریم براساس چی این تغییرات را در نام خودت روی اسناد بیاوریم و خیلی بحث و استدلال بالاخره مدیر جوان دومی گفت:" خلاصش کو قومای مدیر محصلان اس."

به اسناد خود نگاه کردم دیدم ،پاسپورتم بجای تخلص نام پدرم را نوشته اند. در دیپلومم تخلص ندارم. ترانسکریپتم را به سختی ترجمه کرده اند اگر قرار باشد زیاد اشتباه شان را بگیرم کارم را معطل میکنند و اگر این اسناد هایم زیاد معطل شوند بورسیه ماستری را از دست میدهم.
سعی کردم این گپ ها را مثل هزاران محصل دیگر که روی سبزه های دانشگاه کابل خوابیده بودند نادیده بگیرم و پی کار خود بروم. سه هفته تمام است که کارهایم هنوز تمام نشده است. دعا میکنم که کاش قومای مدیر محصلان می بودم!

۱۹ تیر ۱۳۹۰

متن کامل پیش نویس توافقنامه استراتژیک میان افغانستان و آمریکا





متن کامل پیش نویس توافقنامه استراتژیک میان افغانستان و آمریکا که قرار است در لویه جرگه به بحث گذاشته شود به شرح زیر است اما تا جاییکه خواندم روح متن روان نیست و ترجمه شده است. به نظر شما این متن چقدر میتواند اساس یک توافقنامه باشد؟

ماده اول
: هدف: این توافقنامه، اصول و نیازهای اساسی را که تبین‌ کننده‌ حضور درازمدت، فعالیت‌ها و هماهنگی‌های نیروهای آمریکایی در افغانستان است، مشخص می‌کند.

ماده دوم
: کلیه مؤسسات و املاک موجود در خاک افغانستان (بر اساس فهرست تنظیمی از سوی آمریکا) طی دوره حضور نیروهای آمریکایی بر اساس این توافقنامه در اختیار آمریکا قرار می‌گیرند و نیروهای آمریکایی از زمان اجرای توافقنامه، حق استفاده از آنها را دارند.

ـ نیروهای آمریکایی شامل وضعیت تمامی نیروها اعم از نظامی، غیرنظامی، تمامی اموال و دارایی‌ها و تجهیزات این نیروها در خاک افغانستان می‌شود. اعضای نیروهای آمریکایی شامل تمامی افراد وابسته به ارتش آمریکا، نظامیان آمریکایی مأمور در پیمان آتلانتیک و شاغلان بخش‌های بازسازی و خدمات انسانی می‌شود.

ـ اعضای غیرنظامی نیز شامل غیرنظامیانی است که در وزارت دفاع آمریکا فعالیت می‌کنند و یا بنا برضرورت‌های امنیتی در قالب نیروهای پشتیبانی فنی، تخصصی، اطلاعاتی و مشورتی در افغانستان حضور دارند.

ـ تمام پیمانکاران طرف قرارداد با آمریکا و کادری که با آن شرکت‌ها همکاری می‌کنند، اعم از شهروندان آمریکایی یا اتباع سایر کشورها که به هدف تأمین خدمات و امنیت نیروهای آمریکایی در افغانستان حضور داشته باشند.

ـ کلیه کسانی که در فراهم ساختن وسایل نقلیه‌ی ایمنی به ویژه بر اساس در عرصه نظامی برای تردد در جاده‌ها و انتقال افراد و تجهیزات نقش دارند.

ـ وسایط نقلیه نظامی که در عملیات نظامی با پلاکاردهای ویژه بر اساس نظام معمول در آمریکا، کلیه تجهیزات دفاعی و هجومی که نیروهای آمریکا و همکار در جنگ‌های متعارف به آنها نیاز داشته و از آنها استفاده می‌کنند.

این تجهیزات شامل سلاح، ادوات و تجهیزات نظامی بوده و به هیچ‌وجه به آنها سلاح‌های غیرمتعارف اطلاق نمی‌شود.

ـ ‌انبارهای مورد نیاز برای حفظ تجهیزات نظامی و غیرنظامی مورد استفاده نیروهای آمریکایی.

ماده سوم
: تمامی نیروهای نظامی آمریکا و عناصر غیرنظامی به هنگام انجام عملیات نظامی و پاکسازی باید طبق قوانین آمریکا عمل کرده و به آن احترام بگذارند. ایالات متحده وعده می‌دهد که تدابیر لازم را برای احترام به قوانین و عرف افغانستان به‌کار بندد.

ماده چهارم
: با هدف واکنش به هرگونه تهدیدات داخلی و خارجی علیه افغانستان و نیروهای آمریکایی و همپیمان حاضر در افغانستان و تحکیم همکاری‌ها برای شکست تشکیلات مخالفان (طالبان و القاعده) شکست سایر گروه‌های قانون‌شکن در این کشور، دو طرف توافق کردند تا:

۱- دولت افغانستان کمک‌های موقتی را از نیروهای آمریکایی به منظور تقویت ارتش ملی و پلیس ملی جهت حفظ امنیت و ثبات در این کشور دریافت کند. از جمله‌ این کمک‌ها، همکاری در عملیات نظامی علیه تشکیلات القاعده، گروه‌های تروریستی و گروه‌های ناقض قانون خواهد بود.

۲- عملیات نظامی بر اساس این توافقنامه در کمیته مشترک بررسی، هماهنگ و اجرا می‌شود. مدیریت کمیته مشترک و فرماندهی عملیات ویژه به عهده نیروهای آمریکایی خواهد بود. در صورت ضرورت انجام عملیات یکجانبه از سوی نیروهای آمریکایی، فرماندهی نیروهای آمریکایی در کمیته مشترک طرف افغان را از نتایج عملیات مطلع خواهد ساخت.

۳- طرفین توافق دارند که به منظور تحکیم توانمندی‌های امنیتی و مقابله با هرگونه تهدید احتمالی در آینده که از داخل یا خارج متوجه افغانستان و آمریکا می‌شود، آمادگی لازم را کسب کنند.

بدین منظور آمریکا می‌تواند در مناطق شنیدند، شورابک، قندهار، بگرام و خوست افغانستان پایگاه دائمی ایجاد کند. ضمنا ایالات متحده در صورت نیاز و طبق بررسی و اعلام نیاز کمیته مشترک نظامی در سایر نقاط افغانستان نیز اقدام به تأسیس پایگاه موقت، دائمی و یا عملیاتی خواهد کرد.

قوانین و ضوابط حاکم بر پایگاه‌های موقت تا زمان استفاده نیروهای آمریکایی و مشترک، طبق قوانین ارتش آمریکا خواهد بود. در این زمینه ضوابط و عرف افغانستان محترم می‌باشد. اجرای عملیات باید بر اساس قوانین دولت آمریکا و قوانین بین‌المللی باشد. رعایت اصل حاکمیت افغانستان و منافع ملی این کشور به شیوه‌ ای که دولت افغانستان تعیین کرده، مد نظر طرفین خواهد بود.

ماده پنجم
: دارایی‌ها تمامی ساختمان‌ها و تاسیسات غیر منقول موجود در اراضی که از زمان اجرای توافقنامه در اختیار نیروهای آمریکایی قرار دارند، تحت حاکمیت دولت آمریکا است.

دولت آمریکا مسوولیت ساخت، بهینه‌سازی، توسعه مؤسسات در این اراضی را برعهده دارد. در صورت استفاده مشترک از این اراضی طرفین بر اساس میزان استفاده مسوولیت بازسازی، ساخت و توسعه مؤسسات را برعهده خواهند داشت. تمامی تجهیزات، اموال و دارایی‌های منقولی که وارد افغانستان شده و یا در داخل قلمرو افغانستان پدید آمده است به نیروهای آمریکایی و شرکت‌های طرف قرارداد آمریکا تعلق دارند.

ماده ششم
: عبور و مرور

۱- موترهای نظامی و غیرنظامی مورد استفاده نیروهای آمریکایی و شرکت‌های همکار حق ورود یا خروج از افغانستان را دارند. اصول عبور و مرور در کمیته مشترک تعیین می‌شود.

۲- هواپیماهای نظامی و غیرنظامی آمریکا بر اساس قرارداد با وزارت دفاع آمریکا حق پرواز در خطوط هوایی افغانستان را دارند و می‌توانند برای سوخت‌گیری در خاک افغانستان فرو بیایند. کمیته مشترک تسهیلات مناسبی را برای حرکت این هواپیماها فراهم می‌کند.

۳- مسؤولیت نظارت و کنترل حریم هوایی افغانستان از زمان اجرای توافقنامه تا زمان حضور نیروهای آمریکایی و عملیات علیه تروریسم به نیروهای آمریکایی واگذار می‌شود. پروازهای غیرنظامی افغانستان با توافق طرفین به صورت موقت یا دائم به صورت مشترک یا بنابر ضرورت به دولت افغانستان واگذار می‌شود.

۴- هیچگونه مالیات به موترها و هواپیماهای دولت آمریکا اعم از نظامی و غیرنظامی که بر اساس قرارداد با وزارت دفاع در افغانستان فعالیت می‌کنند، تعلق نمی‌گیرد. ضمن آنکه آنها از بازرسی نیروهای امنیتی از افغانستان مصون خواهند بود.
 
ماده هفتم
: قراردادها نیروهای آمریکایی بر اساس قوانین آمریکا اجازه عقد قرارداد برای خرید مواد و دریافت خدمات لازم در افغانستان را دارا بوده و آنها را از هر منبعی که بخواهند تهیه می‌کنند. نیروهای آمریکایی بنابر ضرورت و درخواست دولت افغانستان، اطلاعات مربوط به اسامی شرکت‌های وارد کننده طرف قرارداد و مبالغ قراردادها را در اختیار مقامات افغان قرار خواهند داد.

ماده هشتم
: خدمات و ارتباطات

۱- نیروهای آمریکایی مجاز به هر گونه اقدامی در جهت تولید و یا افزایش استفاده از آب، برق و ارتباطات در موسسات و اراضی تحت اختیار خود متناسب با نیاز بوده و کمیته مشترک را مطلع می‌کنند.

۲- نیروهای آمریکایی مسؤول فعال‌سازی شبکه مخابرات بر اساس قوانین آمریکا و اتحادیه بین‌المللی مخابرات بوده و بنابر این می‌توانند از تجهیزات و خدمات ویژه برای فعال سازی سیستم‌های مخابراتی استفاده کنند.

۳- بر اساس این توافقنامه نیروهای آمریکایی از پرداخت هر گونه مالیات برای استفاده از این سیستم ارتباطی معاف می‌باشند.

۴- ایجاد هر گونه طرح و زیرساخت‌ارتباطی توسط دولت افغانستان که می‌تواند مشکلات امنیتی به وجود آورده و یا مورد استفاده گروه‌های تروریستی قرار گیرد باید در کمیته مشترک مورد بررسی و توافق طرفین قرار گیرد.

ماده نهم
: مسؤولیت حقوقی

۱- مسوولیت حقوقی و قضایی کلیه نیروهای آمریکایی اعم از نظامی و غیرنظامی و شرکت‌های طرف قرارداد و همکاران آنها بر عهده‌ی دولت آمریکا است.

۲- در صورت درخواست دولت افغانستان مبنی بر واگذاری مسوولیت حقوقی پرونده‌هایی که در آن نیروهای نظامی و غیرنظامی آمریکا مرتکب جنایات عمدی یا غیرعمدی شده باشند، این امر توسط طرف آمریکایی مورد بررسی قرار گرفته و پاسخ حقوقی به دولت افغانستان ارائه می‌شود.

۳- نیروهای آمریکایی آغاز تحقیقات جنایی و نتایج بررسی محاکم قضایی در خصوص متهمان را به کمیته مشترک گزارش خواهند داد.

۴- در صورت بازداشت نیروهای نظامی یا غیرنظامی آمریکا توسط مقامات افغانستان، این نیروها فوراً به مقامات آمریکایی تحویل داده می‌شوند.

۵- در صورت وجود شاکی خصوصی در مورد مرتکبان جنایی نیروهای آمریکایی و درخواست مقامات افغانستان، همکاری لازم از سوی طرفین در زمینه‌ی انجام تحقیقات، جمع‌آوری ادله، اطلاعات و تضمین‌روند عادلانه‌ محاکمات صورت می‌پذیرد.
۶- مادامی که خطر تروریسم در افغانستان باقی است، فرقی بین مسلح بودن یا غیرمسلح بودن، داشتن یونیفرم نظامی یا غیرنظامی برای مرتکبان جنایی از نیروهای آمریکایی وجود ندارد. این بخش از توافقنامه‌ی استراتژیک که ناظر بر توافقات نظامی و امنیتی است، اساس توافق آینده دولت افغانستان و آمریکا می‌باشد.